تبليغاتX
بادصبا (نیستان سابق)

بادصبا (نیستان سابق)

سلام دوستان عزیزم ممنون از نظرات پر مهرتان این پست شاید پست آخر باشه شاید هم ۱۶ مهر دوباره آپ کنم البته من یه وب لاگ جدید زدم همچنین با یه اسم جدید یعنی اسم خودم که توسط پست نظرات به اطلاعتون می رسونم.....................

همین جا می خواستم از سیاوش تی عزیز به خاطر اینکه این وب لاگ رو برای من طراحی کرد و همچنین من رو با وب لاگ نویسی آشنا کرد تشکر کنم و  اسم علی۱۲۱ رو هم با نظر این بزرگوار انتخاب شد....................

خلاصه اینکه الان صلاح که این وب آپ نشه ولی در وب لاگ جدیدم که خودم زدم منتظر حظور گرمتان هستم

موفق باشید..................در پناه حضرت حق


اشک بی کسی من

گاهی وقتا که می خام به یاد تو گریه کنم

اشک بی کسیه من گونه هامو می سوزونه تا میاد خنده ای رو لبای من جون بگیره یاد چشمات رو لبخند منو می پوشونه

جای خالیت مثل یک خواب تو یه چشمام می شینه کور میشه انگاری بی تو دنیا رو نمی بینه

در و دیوارای خونه از تو داره سر نشونه گلای باغچه می گیرند از فراق تو بهونه

کاش می شد با مهربونی پر کنیم فاصله ها رو

من می خام اما چه فایده دل تو نامهربون

هر چی کردی با دلم از شکوه لب را دوختم

روز و شب بوده دعای من سلامت بودنت پس چرا آتش شدی در شعله هایت سوختم

 

 

 

+ نوشته شده در  84/06/12ساعت   توسط علی 121  | 

انسان بدون عشق بسان انسان بدون قلب می ماند و انسانی که قلب نداشته باشد به درد نمی خورد

اما یک چیز را باید بدانیم که عشق و دوست داشتن یک بازی نیست که بعد از مدتی خسته شوی و رهایش کنی..................

بارها و بارها از خود پرسیده ام چرا تا به حال سفر یک طرفه ی دوست داشتن را ادامه داده ام؟

صدای ریزش برج امیدم را به خوبی می شنوم و فریاد و شکایت قلبم که چرا پا در این گرداب گذاشتم؟

ولی دوستت دارم گفتن های تو چه بود؟


تو چطور می گی که من برای تو کم بودم                  منی که عاشق ترین عاشق عالم بودم

تو فقط دیده ی گریون خواستی                               من برات دیده ی پر خون بودم

اخه تو فقط یه عاشق خواستی                                اما من گذشته از جون بودم

تو همیشه در پی بها نه ها                                     اما من حدیث سازش بودم

اره تو یه دل سپرده خواستی                                  چه کنم که سر سپردت بودم

تا که هرگز کسی عاشقت نشه                                  واسه مردم درس عبرت بودم

منی که ساده به خاک افتادم                                     بایدم ساده بدی بر بادم

راستی لعنت به من دیوونه                                      که به تو قلبمو چه اسون دادم 


ان قدر مهر و وفا مرد که ترسم اگر روزی لیلی زنده شود یادی از مجنون نکند

ولی بدان اگر تا روز قیامت داشتنت نباشه قسمت به انتظار تو می مونم با دلی پر از صداقت

 

 

+ نوشته شده در  84/06/05ساعت   توسط علی 121  | 

نفرين

سلام دوستان عزيز من دخترخاله ي علي هستم علي عزيزم الان يكي دو روزي كه در بيمارستان بسر مي بره از من خواست كه متني كه قبلا اماده كرده بود رو به روز برسانم همين امروز فرداست كه اگه بهتر بشه مرخصش مي كنند و خودش مي دونه بايد چي كار كنه از شما هم مي خام براي بهتر شدن حال جسمي  اون عزيز دعا كنيد من هم طبق خواسته ي اون مطلب رو ثبت مي كنم ديگه بد شد به خوبي خودتون ببخشيد ..............دعا يادتون نره


نفرين

الهي سقف ارزوت خراب بشه روي سرش          بياي ببيني كه همه حلقه زدند درو ورش

الهي كه مريض بشه پيام بده كه زود بيا          وقتي كه اون جا برسي بسته شده چشماي پرش

الهي كه روز وصال طوفان شه از سمت شمال    چيزي از اون روز نمونه بجز گلهاي پرپرش

عمرت   الهي كم نشه اما پر از غصه باشه        زجرايي كه به من دادي خوب بكشي تا اخرش

الهي كه يه روز خوش از تو گلوت پايين نره      رسواي عالمت كنند اون چشماي دربه درت

قسم مي خوردي با مني قسم مي خوردي به خدا      خدا الهي بزنه تو كمرت تو كمرش

من اهل نفرين نبودم چه برسه كه تو باشي            بياد الهي خبرت بياد الهي خبرش

يكي دوتا سه تا كه نيست از خيلي هاش بي خبرم    

هر چيز و كه نمي شه گفت پس مي كنم مختصرش    :

هر چي بدي كردي به من الهي اون با تو كنه            ببيني ديگري بجات رفته شده همسفرش

تويي كه عاشقم بودي بري سراغ ديگري              

واسه خودم فكر مي كنم مشكل قدري باورش  

مي خام بدونم قد من عاشقته دوست داره             اون كه رها كردي منو مي ارزه به دردسرش

ما چه نكرديم واسه تو كم به اب واتيش زديم        اي بي وفا رفتي كجا سراغ از ما بهترش

نامه رو به تو نمي دم مي فرستمش واسه خدا       تا كه ببينه چقدر بده بنده ي از بد بدترش

اين متن هم يراي اون كساني كه دروغ و نامردي تو زندگي چشماشونو كور كرده

+ نوشته شده در  84/06/02ساعت   توسط علی 121  | 

 امشب ستارگان همگی پنهان شده اند واهمه دارند ان ها را به شهادت شبهای عاشقی بگیرم

شب های انتظار . ان ها تنها شاهدانی هستند که می دانند چه کشیده ام و چه لحظات سنگینی را متحمل شده ام

پس کجایید نترسید بیایید و ببینید که عاشقی دل شکسته چگونه اشک می ریزد

روزگاری طلوع عشق بود که روی جوانه های دلم می تابید و من شاداب به انتظار دیدارش روزگار را سپری کردم اما افسوس که امشب باید........................

نظاره کننده ی گلهای پژمرده ی دلم باشم


من نگویم به درد دل من گوش کنید           قسمت ان است که این قصه فراموش کنید

عاشقان را بگذارید بنالند همه                 مصلحت نیست که این زمزمه خاموش کنید

خون دل بود نصیبم به سر تربت من          لاله افشان به طرف امده می نوش کنید

بعد من سوگ نگیرید نیا رزد به خدا          بهر هر زرد رخی خیر سیه پوش کنید

سخن سوختگان طرح جنون می ریزد        عاقلان گفته و عشاق فراموش کنید


دوست داشتن فقط یک جمله ی کوتاه است اما هر حرفش دنیایی مفهوم دارد

این یک جمله ی دهن پر کن نیست ..................بلکه سر چشمه اش قلبی است

براستی قلبی هم واسه ی من مونده

 

 

+ نوشته شده در  84/05/31ساعت   توسط علی 121  | 

شب غم

              

امدم با صد امید به دلم دادم نوید که سپیده سر زده شب غم به سر رسید

به امید امدم که تو یار من باشی

اما باز چشمای من تو رو با غریبه دید

فصل سبز عشقمون چه زود خزون شد دل من تو سینه پیر ناتوون شد

من همونم که یه روز شعر وشور تو بودم واسه ظلمت شبات کوه نور تو بودم

چرا از یاد تو رفت اون همه دلدادگی من همونم که یه روز سنگ صبور تو بودم

گفته بودی عشقمون مثل بهاری دل نشین این محال که بهار دل نشین خزون ببینه

با دروغای قشنگت شبمو به صبح رسوندی آتشی کردی به پا ریشه ی منو سوزوندی 

+ نوشته شده در  84/05/27ساعت   توسط علی 121  |